تبلیغات
تنهایی های یک رویا

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

یکشنبه 5 تیر 1390-11:08 ق.ظ



یک بار به مترسکی گفتم : لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای ؟

گفت لذت ترساندن عمیق و پایدار است و من از آن خسته نمیشوم .

و من اندیشیدم و گفتم ، درست است . چون من هم مزه ی این لذت را چشیده ام .

گفت : تنها کسانی که تنشان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند .

آنگاه من از کنار او رفتم و ندانستم که منظورش ستایش من بود یا خوار کردن من .

یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد ! هنگامی که از کنار او گذشتم دیدم دو کلاغ در کلاهش لانه می سازند .




تاریخ آخرین ویرایش:- -
شنبه 28 خرداد 1390-03:42 ب.ظ



ماهی سیاه کوچولو ، که نخواست تن به جریان رود وتقدیر ناخواسته بده بلکه تصممیم گرفت خودش سرنوشت خودشو آگاهانه بسازه و تقدیرشو عوض کنه.. .

و تقدیم به همه ی کسانی که مثل ماهی سیاه کوچولو نقش شرایط رو در شکل گیری شخصیت شون کم رنگ و اراده و اختیار رو پر رنگ می بینند .




تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 20 خرداد 1390-05:22 ب.ظ



...و آن گاه آفتاب گردانی از گوشه ای طلوع کرد و به میان کارهای ما سرک کشید . و ما هیچ ندانستیم آمدنش از کدامین سو بود . می دیدیمش که هر روز از سحرگاهان یک جا می نشیند ، و بالا آمدن خورشید را نظاره میکند ، وتا شامگاهان ، هم چنان روی بر او نگاه می دارد و با او می گردد . آنگاه تازه دانستیم که چرا به او می گویند " آفتابگردان " !

و از آن جایی که خورشید در اسطوره ها نماد " حقیقت " بود ، آفتابگردان را نکو داشتیم ، و خواستیم تا بماند ونشان ما باشد ، نه به آن نشان که خود را حقیقت بپنداریم ، و نه حتی به آن توهم که روی خود را به سوی حقیقت بدانیم ، بلکه تنها به نشان آرزویی که در قلبمان روییدن گرفته بود ، که : " ای کاش می توانستیم آن گونه باشیم "     

                            و اگر غیر از این بود ، او هرگز نمی پذیرفت !




تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 13 خرداد 1390-09:42 ق.ظ



بار الها ، اگر اندوهگین شوم ، ذخیره ام تویی ، از همه جا محروم شوم ، هدف امیدم تویی ، اگر غم بر من هجوم کند ، استغاثه ام به درگاه توست . هر چه از دست برود عوضش ، هر چه تباه شود اصلاحش وهر چه ناپسندش میداری ، تغیرش به دست توست . پس پیش از بلا ، عافیت و پیش از طلب ، توانگری و پیش از گمراه شدن هدایت را بر من روا دار .




تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 12 خرداد 1390-05:55 ب.ظ



تلخ است این ترانه و تلخ است کام من

بنویس فصل های جنون را به نام من

بنویس ابر، هر چه که باران برای تو

بنویس باد، هر چه که توفان برای من...




تاریخ آخرین ویرایش:- -